محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

24

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

گفتار اندر پديد كردن مدّت روزگار و بدان كه نخستين چيزى كه حق تعالى آفريد قلم را آفريد چنان كه پيغامبر عليه السّلام فرمود : * ( اوّل ما خلق الله تعالى القلم . ) * و قلم را فرمود كه بر لوح بگرد و بنويس هر چه تا قيامت خواهد بود ، پس هر چه خواست آفريدن و خواست بودن تا رستخيز ، همه قلم بنوشت به امر حقّ عزّ و جلّ . و به خبر اندر چنين است كه روز قيامت صحايف اعمال خلايق همه با آنكه بر لوح محفوظ است نبشته فرمايد تا مقابله كنند يك ذرّه زيادت و نقصان نبود . و اين از بهر آن فرمايد تا مردمان به تقدير خداى تعالى فرا نپذيرفتند بدانند كه دروغ گفتند كه هيچ چيز نبود كه ايزد تعالى آن را نداند ، و چون نداند كه همه را خود آفريد و تقدير كرد : * ( أَ لا يَعْلَمُ من خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ 67 : 14 ) * . پس در اين لوح و قلم چند گونه سخن گفته‌اند چنان كه به نزديك روافض چنان است كه اين دو فريشته‌اند ، و نزديك باطنيان اوّل و ثانى گويند ، و اين را به نزديك ايشان چنان است كه خداى عزّ و جلّ اين يك فعل كرد [ و ] كار به دو كرد و هيچ چيز ديگر نيافريد و نشايد كه آفريند . تعالى عما يقول الظالمون الضالون علوا كبيرا . پس از آن روز باز كه قلم بر لوح بگرديد تا آن روز كه آفرينش تمام كرد به آفرينش آدم صلوات الله و سلامه عليه شش هزار سال بود . و اين معنى شش [ روز ] بود . و اگر خواستى به يك دم زدن اين همه را بيافريدى كه او را روزگار به كار نيايد